دلم گرفت از این غم؛ غم علی و زهرا ؛ غم روز سقیفه؛ غم بزرگ زهرا غم بزرگ زهرا ؛ زغربت علی بود؛ که بوده اند تو غربت؛ میان سیل غم هافدک بهانه ای بود؛ دفاع از علی بود؛ علی ولی و مولا ؛ شده بی کس و تنهابه آن دو یار عصمت؛ بی حرمتی روا شد؛ پس از نبی مرسل؛ دل ها زحق جدا شدشبهای تار زهرا ؛ حکایت از چه دارد؟ ای عاقلان! بدانید؛ علی غریب و تنهاستدستان بسته او؛ دلیل غربت اوست؛ خانه نشینی او؛ دلیل دیگر اوستمظلوم علی علی جان! مظلوم علی علی جان!پس از علی و زهرا ؛ حسن مظلوم و تنها؛ غریب خانه خود؛ کریم آل طاهانیزه خورد به پایش؛ از جانب سپاهش؛ حتی شریک خانه اش؛ زهر کند به آبشمی سوزد از زهر کین؛ قلب سلیم و پاکش؛ می رود از این دیار؛ به سوی جد پاکشمظلوم حسن حسن جان! مظلوم حسن حسن جان!حسن که رفته از این؛ دنیای بی مروت؛ وارث او حسین شد؛ ادامه داده راهشحسین عزیز زهرا، حسین عزیز مولا؛ همچون برادر خود میان درد و غم هامدینه بی وفا شد؛ حسین بی پناه شد؛ به مکه می رود او؛ آن هم ببین چه ها شد؟دشمن او قصد کند؛ در مکه خون بریزد؛ حرمت کعبه باشد، دلیل رفتن اودلیل دیگر او؛ دعوت کوفیان بود؛ تا که شود حجتی، از جانب خدایشدلیل اصلی او؛ بود قیام پاکش؛ تاکه شود امام عاشقان زمانشمظلوم حسین حسین جان! مظلوم حسین حسین جان!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ساعت 22:17  توسط مازيار افروخته لنگرودي
|
برچسب:
نویسنده: کوروش افشاری
تاريخ: چهارشنبه
30 فروردين
1402 ساعت: 16:50